ایران کارگر > حکایت

ایران – اجتماعی حکایت آموزنده الاغ ملانصرالدین و تعمیر پشت بام خانه + انیمیشن متن حکایت الاغ ملانصرالدین و تعمیر پشت بام خانه: یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت…

حکایت

حکایت ارزش یک ریال معلم!

ایران – گوناگون، حکایت حکایت ارزش یک ریال معلم!  یک حکایت بر اساس  یک داستان واقعی: من در خانواده ای بسیار فقیر زندگی می کردم؛ به حدی که هنگامی از بچه های مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک…

ایران ـ اجتماعی حکایت «پیرمرد صاحب مال» با اجرای مبهوت‌کننده دختر خانم خردسال ، کلیپ+متن متن حکایت: پیرمردی صاحبِ مال و منال می‌گذشت از عمر او هشتاد سال با خودش گفتا که پیر و خسته‌ام شادم از عهدی که با…

حکایت مرد نگونبخت و پیر خردمند

ایران – اجتماعی  حکایت مرد نگونبخت و پیر خردمند روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مرد نگونبختی زندگی می کرد که همیشه از زندگی خود گله‌مند بود و ادعا میکرد “بخت با من یار نیست” و…

داستان پادشاه و معمار

ایران – گوناگون – داستان داستان قصر پادشاه و سنمار، معمار با ذکاوت در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که…

پادشاه بیمار

ایران – گوناگون – حکایت حکایت پادشاه بیمار و مرد فقیر روزی روزگاری ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺳﺮ ﺳﺒﺰ ﻭ ﺷﺎﺩﺍﺏ ﺣﮑﻤﺮﺍنی می‌کرد یکی از این ﺭﻭﺯها، پادشاه بیمار ﺷﺪ ﻭ طبیبان ﺍﺯ درمان بیماریش ﻋﺎﺟﺰ ﻣﺎﻧﺪند ﻭ از ﺷﺎﻩ…

عکس گاو

ماجرای آقای گاو!

ایران – گوناگون ماجرای آقای گاو! در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم. قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش…

حکایت پادشاه و وزیر

ایران – گوناگون  حکایت پادشاه، وزیر و غلام دانایش حکایت است که پادشاهی از وزیر خدا پرست خود پرسید: ای وزیر، بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه می پوشد ، و چه کار می کند…

حکایت عارف و پسر پادشاه

حکایت عارف پیر و پسر پادشاه

ایران – گوناگون حکایت عارف پیر و پسر پادشاه روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا…