کارگر زن جوشکار؛ قــصــه‌هــای نــاگــفــتــه «لــعــیــا مــرادی» - ایران کارگر
ایران کارگر > اخبار > اخبار کارگری > کارگر زن جوشکار؛ قــصــه‌هــای نــاگــفــتــه «لــعــیــا مــرادی»

کارگر زن جوشکار؛ قــصــه‌هــای نــاگــفــتــه «لــعــیــا مــرادی»

کارگر زن
ایران – کارگری

کارگر زن جوشکار؛ قصه‌های ناگفته «لعیا مرادی»

یک کارگر زن که خودش درخواست کرده است در این گزارش با نام مستعار «لعیا مرادی» از او نام برده شود، به گفته خودش، امروز او تنها زن جوشکار یک سایت نفتی است.

لعیا ۳۴ ساله است. از آن روزها ۴سال می‌گذرد. او می‌گوید: «پدر و مادرم از هم جدا شده بودند و وضعیت مالی‌مان بعد از جدایی خوب نبود. پدرم ورشکست شده بود. رابطه‌ی هیچکس با پدرم خوب نبود. پیش‌دانشگاهی بودم که به خاطر پیگیری کارهای پدرم راهی دادگاه شدم؛ اما نمی‌توانستم هم برای کنکور بخوانم و هم به دنبال کار پدرم باشم. قید دانشگاه را زدم. با چرم، کیف درست می‌کردم و می‌فروختم. ۳سال بعد با اصرار، برادرانم را به دانشگاه فرستادم.»

«لعیا مرادی» اهل شیراز است. او می‌گوید: «می‌خواستم راهنمای تور شوم؛ اما باید حداقل مدرک کارشناسی می‌داشتم. همان سال کنکور دادم و مشهد گردشگری و شیراز معماری قبول شدم. کاملا بین علاقه‌ام و خانواده‌ای که به من نیاز داشت؛ مانده بودم. به درخواست مادرم در شیراز ماندم و معماری خواندم.»

لعیا می‌گوید: «سال‌های آخر دانشگاه بودم که پدرم به سرطان دچار شد. پرونده‌ شکایت پدرم دوباره به جریان افتاده بود. نمی‌توانستم سر کلاس‌ها حاضر شوم. آن ترم، هم درس می‌خواندم و هم به دادگاه می‌رفتم. هزینه مداوای پدرم بالا بود. برادرهایم رابطه‌شان با پدرم خوب نبود. برای همین خودم مانده بودم و خودم. روزهایم درس، دادگاه، کار و بیمارستان شده بود. آن ترم شاگرد ممتاز شدم. روز فارغ‌التحصیلی وقتی به عنوان دانشجوی ممتاز برایم دست می‌زدند، من در دادگاه پیش پدرم بودم. پدرم همان سال فوت کرد.»

او بعدها از طریق سازمان فنی‌وحرفه‌ای به کارگاه‌های جوشکاری می‌رود. کارگاه‌های آن دوره مشروط به نمره ممتازی مهارت‌آموزان به اشتغال می‌شد.

لعیا کارگر زن جوشکار

در ادامه لعیا می‌گوید: «با چرم‌دوزی درآمدی نداشتم و باید درآمد ثابت پیدا می‌کردم. خسته شده بودم. اطرافیانم این تغییر مسیر دادن‌هایم را بهانه کرده بودند و تکیه کلامشان این بود که جوشکاری کار مردانه است. در محیط کاری همه مردند و خوبیت ندارد، یک کارگر زن در این محل‌ها باشد. گوشم بدهکار نبود. در کارگاه‌ها ثبت‌‌نام کردم.»

در بین مردان کارگاه، لعیا نمره ممتازی می‌آورد و وارد بازار کار جوشکاری می‌شود. در طول مدت آموزش به علت مهاجرت خانواده‌اش، تنها زندگی می‌کند. وی می‌گوید: «یک اتاق کوچک اجاره کرده بودم. اتاق آنقدر بود که بتوانم یک گاز کوچک رومیزی و یک رختخواب داشته باشم. صبح‌ها کارگاه بودم و باقی روز چرم‌دوزی می‌کردم تا خرجم را دربیاورم.

بعد از پایان دوره به عنوان تنها کارگر زن جوشکار به یکی از سایت‌های نفتی در شهری جنوبی فرستاده شدم. همه چیز در ابتدا خوب بود تا اینکه مردم به حضورم اعتراض کردند. برای اینکه اعتراض‌ها کمتر شود، در یکی از شهرک‌های اطراف اتاق کوچکی اجاره کردم. تنها دلیلی که مانع از اخراجم می‌شد کیفیت بالای کارم و بعضا حمایت‌های سرمهندس اصلی سایت بود. زمان زیادی برد تا مردم کم‌کم به من و حضورم عادت کنند.»

تنها کارگر زن جوشکار در سایت بزرگ صنعتی

کارگر زن

امروز لعیا، تنها کارگر جوشکار زن یک سایت بزرگ صنعتی است. به گفته خودش مشکلات محیط کارش به همین جا ختم نمی‌شود. او می‌گوید: «در طول زندگی به خاطر زن بودنم، بارها پیشنهادات غیراخلاقی به من شده بود و من هر بار با برخورد قهری توانسته بودم، اعتراض کنم. اما این بار دیگر توانم بریده بود. مدام در محیط کار تحت فشار بودم و پیشنهادهای آزاردهنده‌ای به من می‌شد. حالا دیگر سرمهندس سایت که از من حمایت می‌کرد، تغییر کرده بود.

مساله را به سرمهندس جدید گزارش دادم. در جوابم گفت اینجا محیط مردانه است و کارگران مرد ماه‌های بسیاری از خانه دور هستند. وقتی این محیط را برای کار انتخاب کردی؛ باید پیش‌بینی این اتفاق را هم می‌کردی. اینجا حضور تنها یک کارگر زن آنهم در حرفه جوشکاری چندان معمول نیست.  این پاسخ‌ها و رفتارهای غیراخلاقی، آزارم می‌داد.

بارها به خودم گفتم لعیا راحت به اینجا نرسیدی که راحت از اینجا بروی. از آن ماجراها یک سال می‌گذرد، اما من عقب نخواهم نشست. امروز یکی از جوشکاران ارشد یکی از سایت‌های بزرگ صنعتی هستم. درآمدم خوب است و روی پاهای خودم می‌ایستم. اگرچه  شغلم ایجاب می‌کند بر روی ستون‌های فلزی در آسمان‌ها باشم.»

اگرچه «لعیا» از مسیر سخت زندگی خود و تلاشهای تحسین برانگیزش می‌گوید، اما در خلال تمام صحبتهایش و هر سطر از نوشته‌های فوق، پیداست که او مثل میلیونها نفر دیگر از زنان و مردان زحمتکش این سرزمین، بدون هیچ پشتوانه حقوقی، بدون اینکه هیچ ارگان یا نهاد دولتی یا غیر دولتی به او یاری رساند، یکه و تنها در این مسیر پر پیچ وخم، روزگار گذرانده است.

او حالا صرفأ به یمن اراده و پشتکار خودش به نتیجه رسیده است. اما حق این بوده و هست که زنان و مردان زحمتکش و شریف ما در حاکمیتی مردمی از همه حمایتهای قانونی برخوردار باشند و  همه استعداد و توان و انرژیشان را بتوانند صرف پیشرفت و آبادنی کشور بکنند.

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment