ایران کارگر > اخبار > اخبار اجتماعی > هجوم ریزگردها و بی‌عملی در شهرهای استان خوزستان

هجوم ریزگردها و بی‌عملی در شهرهای استان خوزستان

خوزستان
ایران – کارگری

هجوم ریزگردها و بی‌عملی در شهرهای استان خوزستان

نفس کارگران از هجوم ریزگردها به شماره افتاده‌هیچکس آستین بالا نمی‌زند و کاری نمی‌کند

در اخبار مربوط به آلودگی هوای اهواز و چند شهر بزرگ و کوچک این استان،  هرچه بگردیم، آنچه نیست و  دیده نمی‌شود، شرحِ احوال ناخوشِ مردمانی است که مجبورند این بی‌هوایی و هجوم سهمگین و بی‌امان ریزگردها را تاب بیاورند؛ آنها که مجبورند روزی هشت ساعت در هوایی که اجازه نفس کشیدن نمی‌دهد، زباله‌ها را جمع‌آوری کنند، به درختان برسند و فضای سبز شهر را سر و سامان بدهند یا مسافران را از این گوشه‌ی شهر آلوده به آن گوشه‌ی آلوده‌ی شهر برسانند. آنها که مجبورند بی‌هوایی را دوام بیاورند. کارگران شهرداری اهواز چه سخت نفس می‌کشند.

روزهای توأم با آلودگی هوا در ماه‌ها و هفته‌های گذشته بارها مدارس اهواز تعطیل شدند؛ ادارات دولتی نیز ساعات کار را کاهش دادند یا در مواقع اضطرار، کار را تعطیل کردند؛ اما کارگران شهرداری هیچ چاره‌ای جز سر کار رفتن نداشتند.

مگر می‌شود سرکار نرفت وقتی پیمانکاران یک روز نیامدن را هم غیبت محاسبه می‌کنند؛ آنهم غیبت ناموجه؟ حتی با وجود تنگی نفس و سرفه‌های پیاپی؛ کارِ کارگر شهرداریِ اهواز تعطیل نمی‌شود. کار در خیابان‌ها که تعطیل‌بردار نیست.

حسین کارگر فضای سبزِ منطقه ۴ شهرداری اهواز است، روزهای پر از ریزگرد و کارکردن در  انبوه بی‌نفسی را اینطور روایت می‌کند: مشغول کاریم؛ حتی یک روز هم در روزهای آلوده تعطیل نشدیم. حتی هفته پیش که آلودگی به مرز بحران رسید، ما کارگران فضای سبز و پاکبان‌ها، مجبور بودیم به کارمان ادامه دهیم. شهرداری تعطیل نمی‌کند؛ به هیچ وجه….

حسین می‌گوید: «با اینکه خیلی از ما کارگران تنگی نفس گرفته‌ایم و مدام سرفه می‌کنیم، بازهم باید کار کنیم؛ نه ساعت کارمان کم شده و نه به ما خدمات درمانی ارائه می‌دهند. با وجود این همه آلودگی، برای کارگران پیمانکاریِ شهرداری اهواز انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته؛ انگار هیچ…..»

خوزستان

کارگران حتی دستکش هم ندارند

کارگران شهرداری‌ها در بدترین شرایط شغلی هستند. حسین، کارگر فضای سبز شهرداری در ارتباط با شرایط شغلی کارگران پیمانکاری اهواز در ادامه می‌گوید: «ما کارگران پیمانکاری شهرداری‌ها با حداقل مزد مصوب وزارت کار، کار می‌کنیم. از همه حقوق قانونی محرومیم. در این شرایط سخت آب و هوایی، نه مزایای بدی آب و هوا به ما تعلق می‌گیرد، نه تعطیلی‌ها شامل حال ما می‌شود. باور می‌کنید پیمانکار حتی لباس و تجهیزات ایمنی به ما نداده‌است؟ حتی دستکش نداریم؛ با دست، زباله‌های باغچه‌ها و خیابان‌ها را جمع می‌کنیم و بعد درختان را هرس می‌کنیم. دو سال پیش که پیمانکار آمد، به ما یک دست کفش بی‌کیفیت و یک دست لباس کار داد؛ بعد از آن در دو سال گذشته دیگر هیچ امکاناتی به ما ندادند.»

کارگر اهوازی از تاخیر در پرداخت دستمزدهای خود نیز ناراضی است و می‌گوید: «عموم پیمانکاران شهرداری‌ها دستمزدهای کارگران را با تاخیرهای طولانی می‌پردازند؛ تازه وقتی هم اعتراض می‌کنیم و تجمع برپا می‌کنیم، نه تنها رسیدگی نمی‌کنند، بلکه ما را از آینده می‌ترسانند؛ می‌گویند حالا که کار را تعطیل کرده‌اید، منتظر عواقبش باشید؛ به معنای واقعی کلمه صدایمان به هیچ جا نمی‌رسد.»

تمدید نشدن دفترچه‌های بیمه‌

در این روزهایی که آلودگی هوا همه مرزها را رد کرده، وقتی از او می‌پرسیم آیا  خود و یا همکارانش دچار بیماری ریوی یا تنفسی هم شده‌اند یا خیر؛ می‌گوید: «تعدادی از همکارانم تنگی نفس گرفته‌اند؛ بعضی‌ها هم حمله‌های آسمی؛ بیماری‌های قلبی و عروقی دارند؛ اما نه تنها هزینه‌های درمان برعهده خودمان است بلکه به دلیل واریز نشدن حق بیمه‌ها توسط پیمانکار، دفترچه بیمه‌هایمان تمدید نشده؛ یعنی روزی هشت ساعت در گرد و غبار و آلودگی کار می‌کنیم؛ آن وقت دفترچه بیمه‌ نداریم که برویم یک درمانگاه تامین اجتماعی لااقل رایگان درمان شویم. در این هوای خطرناک هم؛ مقامات و مسئولان، پیمانکاران را مجبور نکرده‌اند که حق بیمه کارگران را سرِ وقت بپردازند.»

اینچنین به نظر می‌رسد که در این اوضاع، صدای بی‌صدای کارگران پیمانکاری اهواز شنیده نمی‌شود؛ انگار گرد و غبار و ریزگردها دیوار بلندی کشیده‌اند میان این کارگران و آنها که باید کاری بکنند؛ آنها که باید آستین‌ها را بالا بزنند و کاری بکنند؛ اما نه آستین بالا می‌زنند و نه کاری می‌کنند.

از اهواز بیشتر بدانید:

خوزستان

اهواز را قدیم‌ترها ناصریه می‌گفتند و پیش از آن، خزعلیه و البته در دوران ساسانیان، هوزمسیر و هرمشیر می‌گویند. این شهر را اردشیر بابکان پی‌ریزی و بنا کرده‌است. شهری در کناره رود کارون و در جلگه‌ای سرسبز و خوش آب و هوا. شهری که از یک سمت محیط است به کوهستان‌های غربی و از سوی دیگر، راه دارد به سواحل جنوبی ایران زمین. شهری که در گذر زمان نام‌های مختلف گرفت ولی همواره آباد، سرسبز و پرجمعیت باقی ماند.

از آنچه «یاقوت حموی» در «مجمع‌البلدان» می‌گوید چنین برمی‌آید که  شهر اهواز در قرون نخستین اسلامی از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای خوزستان بوده و چنان‌که از نوشته‌های همدانی مورخ قرن سوم پیداست، در قرن سوم هجری قمری حدود پنجاه هزار خانواده در این شهر سکونت داشته‌اند. قرن‌ها پس از آن نیز به زعم تاریخ‌نگاران، اهواز یا همان ناصریه یکی از قطب‌های گردشگری ایران بوده‌است.

اما هزار افسوس که این روزها حال ناصریه‌ی قدیم خوش نیست؛ نفس‌اش به شماره افتاده و ریه‌هایش از هجوم بی‌امان ریزگردها، خاک آلود و خسته‌است. گویی دیگر کارون در قلب  این شهرِ تاریخی، زنده نیست؛ گویی اهوازِ این روزها، نعش ناصریه‌ی سرسبز و پرجمعیتِ آن روزها را بر دوش می‌کشد. آلودگی هوای اهواز در روزهای پایانی هفته گذشته به هفده برابر حد مجاز رسید! ریه‌های شهر پُر شد از ریزگردها و خاک؛ خاکِ بی‌امان….

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment