ایران کارگر > اخبار > اخبار اجتماعی > عاصمه جهانگیر: یک فضای رعب در ایران هست که صداها را ساکت می کند

عاصمه جهانگیر: یک فضای رعب در ایران هست که صداها را ساکت می کند

گزارش عاصمه جهانگیر حقوق بشر
ایران – اجتماعی

عاصمه جهانگیر: یک فضای رعب در ایران هست که صداها را ساکت می کندو وقتی چیزی برای شما اتفاق می افتد و حقوقی نقض می شود هیچ راهی که شما بتوانید وارد شوید وجود ندارد

 

کنفرانس مطبوعاتی گزارشگر ویژه سازمان ملل در حقوق بشر ایران – خلاصه متن

به‌نقل از: تلویزیون سازمان ملل, ۲۶ اکتبر۲۰۱۷ – ساعت۱۷۴۰

 

روز پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۹۶ خانم عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر در ایران طی یک کنفرانس مطبوعاتی به سؤالات خبرنگاران حول گزارش اخیرشان در مورد نقض حقوق بشر در ایران پاسخ دادند. قسمتهایی از این مصاحبه مطبوعاتی که به ایران مربوط می‌شود از نظرتان می‌گذرد:

مجری – گزارشگر ویژه را داریم که تنها نیم ساعت فرصت دارد بنابراین خیلی بریف و کوتاه خواهیم بود و بدون اتلاف وقت از عاصمه جهانگیر می خواهم که میکروفون را بگیرند. او نماینده ویژه در حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران است و گزارش خود را روز گذشته به کمیته سوم حقوق بشر سازمان ملل داده است. او اظهارات اولیه دارد و بعد آماده پاسخ به سوالها می باشد.

عاصمه جهانگیر – همانگونه که برخی از شما این برنامه را دنبال کرده‌اید می‌فهمید که این گزارش تکرار همان هاست که در گذشته اتفاق افتاده است. هیچ چیز زیادی بهبود نیافته است الا اینکه تعامل هایی ایجاد شده که توسط هیات دائم ایران انجام شده است. پیشرفتهایی هم بوده است در زمینه یی که به من گفته شده مثلا قبلا زنانی که باردار بودند نمی توانستند معلم باشند حالا قانون عوض شده و آنها می توانند بعنوان معلم خدمت کنند.

قانونی حول مبارزه با مواد مخدر بوده است و مجازات اعدام برای حاملین مواد مخدر بالارفته است یعنی سطح آن بالا رفته و اگر شما میزان زیادی مواد مخدر حمل کنید است که مجازات مرگ به آن تعلق می گیرد و این امید مقامات ایران و ما هست که شمار کسانی که محکوم به اعدام هستند ممکن است کاهش یابد.

وضعیت خبرنگاران در ایران

تاکنون وعده هایی که داده شده محقق نشده است گرچه ما مستمر می شنویم که تاکید بیشتری بر آن خواهد بود. در اینحال نگرانیهایی جدی هستند و من عمیقا به خشم آمده ام از نحوه یی که با خبرنگاران تنظیم شده و آنها مورد اذیت و آزار بوده اند نه تنها علیه کسانی که در داخل کشور بوده اند بلکه در بیرون کشور هم همین بوده. نه فقط خبرنگارانی که با بخش فارسی بی بی سی کار می کرده اند بلکه همچنین آنها که خارج کشور بوده و در سایر آژانسهای خبری تعلق داشتند.

خانواده آنها بطور ثابت و مستمر برای بازجویی شدن فراخوانده شده اند مورد سوال و پرسش و تعقیب قرارگرفته اند. آنها تهدید می شوند که از اعضای خانواده شان بخواهند تا از کار خود دست بردارند.

الان البته قانونی هست که طبعا سیاستی است که تصویب شده که آنها که در بخش فارسی بی.بی.سی کار می کنند نمی توانند اموالشان در ایران را به فروش برسانند بنابر این آنها که این اموال را به ارث می برند نمی توانند آنها را به فروش برسانند.

این پرونده ها در دادگاه در انتظار رسیدگی هستند. من امیدوار هستم که حکومت ایران به شیوه مثبت تری نگاه کند و اگر هنوز اینها را ثبت نکرده اند این یک نقض بینهایت جدی حقوق بشر بوده است و امیدوار هستم که در بالاترین سطح آن را دست بگیرند.

خبرنگارهایی بوده اند که به ایران رفته اند و دستگیر شده اند تا همکارانشان را فرابخوانند و برای امنیت شان و امنیت سایرین التماس می کرده اند که از کاری که داشته اند دست بردارند.

در همین زمان کارزار بدنام سازی هم بوده که علیه خبرنگاران در خارج انجام شده و بعنوان جاسوس و ضد ملی خوانده شده اند و فکر می کنم زمان آن است که هر کشوری این منافع ملی چیست و منافع ملی را نمی توان بعنوان بهانه استفاده کرد. نمی توان به بهانه منافع ملی, حقوق مردم را نقض کرد.

گزارش عاصمه جهانگیر حقوق بشر

حقوق زنان در ایران

من همچنین نسبت به حقوق زنان نگرانم و پیشرفت در این رابطه بینهایت کند بوده و زنان کماکان اهانت می شوند و کارزارهای لکه دار کردن زنان ادامه یافته است. مساله پوشش زنان هست که زنان نمی توانند خودشان پوشش خود را انتخاب کنند که چه بپوشند و چه نپوشند و چه میزان از مویشان باید پوشیده شود و فکر کنم اینها نقض جدی زنان و کرامت و حقوق زنان است. آنها از یکسری پستهای عمومی محروم مانده اند.

بطور نمونه یک زن نمی تواند رئیس جمهور شود. بسیاری زنان بوده اند که خواستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند اینکه پیروز شوند یا نشوند مهم نبود اما جدا کردن و حذف زنان در زمینه رئیس جمهور شدن فکر می کنم از عمیقترین نگرانیهاست و این واقعیت که زنان نمی توانند بروند بازیها در استادیومهای ورزشی را ببینند و همان مزدی که به مردان داده می شود را بگیرند و میزان وسیعی بیکاری در میان زنان هست, این واقعیت که زنان نمی توانند بدون رضایت شوهر یا پدر یا غیره به مسافرت بروند یک نقض قانون تحرک است و بواقع با زن بعنوان یک شهروند مساوی برخورد نمی شود بلکه یک شهروند دست دوم محسوب می شود. این وضعیت نه تنها برای زن ایرانی بلکه برای کل زنان جهان خیلی اهانت آمیز است.

بنابراین ما درک می کنیم که ایران تمدنی کهن دارد که در آن مردم نه تنها فرهنگش را دارند که یک فرهنگ پیشرفته بوده است و من امیدوار هستم که دولت به این مساله و وعده هایی که داده توجه داشته باشد.

این وعده ها به دلیل همین ادراکی که از تمدن ایران هست داده شده است که مردم ایران پیشتاز آن بوده اند در حالیکه دولت تلاش کرده آن را به عقب برگرداند که در نهایت به نفع مردم نیست.

تا جایی هم که به جامعه بین المللی مربوط است من درک می کنم که ایران در موضع سختی قرار گرفته است. من بسیار دوست دارم و امیدوارم که ایران منزوی نشود و اینکه ایران به دوستان بیشتر نیاز دارد تا اینکه برای خودش دشمن بتراشد و من بر این باورم که راه به جلو دیالوگ بیشتر است و من بر دیالوگ و تعامل تاکید دارم.

س – از برگزاری این کنفرانس مطبوعاتی متشکرم. سوال اول من این است که بعد از شروع دولت جدید در واشینگتن, صدای دولت ترامپ علیه ایران یعنی علیه مقامات ایران و سابقه حقوق بشر آن بلندتر بوده است. آیا شما این احساس را دارید که این موضع به شیوه های عملی تری یعنی به فشارهای بیشتر عملی رسیده باشد بخصوص در رابطه با دولت ایران بلحاظ حقوق بشر. آیا شما در عمل فشارهایی از طرف واشینگتن و متحدانش احساس می کنید؟

دخالت‌های منطقه‌ای ایران

سوال دوم این است که گرچه می دانم که گزارش شما حول ایران است اما ادعاهای زیادی هست که نیروهایی که گفته شده تحت نفوذ ایران هستند و متهم می باشند که اعراب سنی در عراق و سوریه را مورد اذیت و آزار قرار داده اند. فکر می کنید این ادعاها چگونه باید مورد رسیدگی قرار بگیرند؟ بخصوص که نیروهای ایران الان فقط در داخل ایران نیستند بلکه یک نفوذ منطقه یی دارند و بخاطر این بریفینگ متشکرم.

ج – شما می دانید که کار من بعنوان یک گزارشگر ویژه مانیتور وضعیت حقوق بشر در ایران است. من یک سیاستمدار نیستم و نمی توانم به شما پاسخی سیاسی بدهم. من ممکن است نظر شخصی هم داشته باشم. اما من بعنوان یک گزارشگر ویژه من باید به اوضاع بصورت مقطعی نگاه کنم.

همانطور که قبلا هم گفتم هر کشور یا فردی که حول نقض حقوق بشر در ایران صحبت می کند من استقبال می کنم و فکر می کنم بایستی به شیوه یی سازنده تر مطرح شود نه تنها به صورت نام بردن و سرزنش کردن بلکه بصورتی که بتوان پایش ایستاد و استراتژیها و راههایی یافت که اعتماد را بیشتر کند و وقتی که تغییر فرابرسد به بهای استقلال ایران نخواهد بود اما بخاطر تلاش خود مردم  که واقعی هم هست.

نمی توان تصور کرد که این مردم که با ما تماس می گیرند چه حال و شوری دارند. مردمی که از داخل ایران تماس می گیرند و من خیلی تحسین شان می کنم و فعالیتشان و صداقتشان در ایستادن به پای ارزشهای حقوق بشر را ستایش می کنم و غیر از اینها یعنی سایر کشورها را من کارشناسی نیستم که بتوانم حول آنها صحبت کنم. برای منطقه یی با این وضعیت من کارشناس نیستم.

بازدید از ایران

س از فری پرس –  آیا شما توانسته اید طی این مدت اخیر به ایران وارد شوید و تا چه میزان آزادی داشتید با مردم تماس داشته باشید و اگر در ایران بوده اید توانستید از زندانها دیدن کنید تا شرایط در آنها را تعیین کنید و دوم اینکه در 2009 طی انقلاب سبز بسیاری به زیر شکنجه رفتند و به زندان افتادند و برخی هم کشته شدند. نمی دانم شما می توانید توضیح دهید امروز که آنها چطور خود را بطور علنی بیان می کنند و به دولت اعتراض می کنند و با اینها چطور رفتار می شود؟ آیا آنها هنوز در معرض دستگیری قرار دارند و آیا تخمینی از شمار زندانیان سیاسی در ایران دارید؟

ج – با تشکر این فقط یک سوال نبود و انبوهی سوال بود. نخیر به من اجازه ورود به ایران داده نشده است. به من دعوتنامه یی داده نشده است. به سلف من هم چنین دعوتی داده نشد. اما این اصل هست که دولت ایران معتقد است که چنین وظیفه یی از اول نباید می بوده است. مطابق این اصل آنها از من دعوت نکرده اند اما من تعامل و دیالوگ خوبی با آنها داشته ام. من با مردم در داخل ایران داشته ام. باید بگویم که آنها شجاعانه تنظیم کردند که به طرق مختلف با من تماس گرفتند که محرمانه است. بسیاری از مردم در خارج ایران منظورم کسانی که اخیرا از ایران آمده اند.

همانطور که می دانید سه زندانی سیاسی هستند. وعده داده شده بود که آنها طی کارزار انتخاباتی پرزیدنت روحانی آزاد می شوند. ما امیدواریم این وعده, مجدد محقق شود زیرا آنچه ایران نیاز دارد یک فضای باز است تا فضایی بسته.

جایی که دولت با [لوله تفنگ] با هم صحبت می کنند. همانطور که در گزارشم گفتم شکنجه در ایران همانطور که در گزارشم گفتم گسترده است.

کسانی در زندانها هستند افرادی شجاع بطور نمونه زنی هست بنام نرگس محمدی که در زندان بسر می برد و دولت به او گفته است او را به شرط امضای یک تعهدنامه که دیگر به فعالیت خود ادامه ندهد آزاد می کنند اما او از امضای چنین تعهدنامه یی سر باز زد. وی گفت به حقوق بشر متعهد است و من هم نامه یی از خود او دریافت کردم که مورد تحسین من قرارگرفت.

بقیه هم هستند که صرفا بخاطر عدالتخواهی به زندان افتاده اند و وکلایی هستند که در زندان بسرمی برند زیرا به دفاع از حقوق بشر برخاسته اند.

فقدان استقلال قوه قضائیه

آنچه مرا بینهایت نگران کرده فقدان پروسدور قانونی است و فقدان استقلال قضاییه و تدابیر خود قضاییه که چگونه به نوبه خود کانون وکلا را هم کنترل می کند. معنایش این است که هیچ دسترسی به عدالت وجود ندارد و این دسترسی از طریق وکلایی هست که منتخب خود قضاییه هستند تا در دادگاههای انقلاب کار کنند. بنابراین برای گرفتن یک وکیل برای شروع, کاری دشوار است. متشکرم امیدوارم جواب شما را داده باشم.

وضعیت حقوق بشر در دولت روحانی

س – از دیلی بیست هستم. آیا می توانید بین زمان احمدی نژاد و الان زمان روحانی مقایسه یی بکنید؟ و همچنین وضعیت حقوق بشر ایران را در نقشه جهان بعنوان ناقض یا حافظ حقوق بشر چطور ترسیم می کنید؟

ج – این سوالی دشواری و شاید [غیرمنصفانه ]است زیرا در ماموریت من قرار نیست من تعیین کنم کی بهتر است و کی بدتر است. بلکه قرار است مانیتور کنم و قرار است به شورای حقوق بشر و کمیته سوم گزارش بدهم. اینکار باید به بهترین صورت که بتوانم انجام بدهم که تلاشم را می کنم.

نمی خواهم بگویم وضعیت ایران شماره دو یا سه یا چهار یا پنج است اما واقعیت این است که یک وظیفه خاص هست که نشان میدهد در هر موردی یک نگرانی عمیق هست و همانطور که در گزارشم هم گفته بودم یک فضای رعب در ایران هست که صداها را ساکت می کند و وقتی چیزی برای شما اتفاق می افتد و حقوقی نقض می شود هیچ راهی که شما بتوانید وارد شوید وجود ندارد زیرا در غیر اینصورت شما می توانید راه حلی از دادگاه بدست آورید اما وقتی خود دادگاه تحت نفوذ هست دیگر راه حلی نمی ماند. . .

. . . به غیر از این, شکنجه بر جای خود باقیست و مایه نگرانی است و وضعیت حقوق زنان و وضعیت زندانیان سیاسی و وضعیت آزادی بیان در ایران و وضعیت اقلیتهای قومی و مذهبی که مورد تبعیض هستند کماکان مایه نگرانی باقی است. اقلیتهای قومی مانند بهاییان حتی قادر به گرفتن شغل نیستند و خیلی از مغازه هایشان بسته شده است و اجازه وارد شدن به مدارس نیافته اند.

علاوه بر اینها تاجایی که بهاییان مربوط است خبرهایی بوده که دستگیریهای خودسرانه بوده  که این توسط گروه کاری هم گزارش شده است. بنا به گزارش این گروه کاری حول بازداشتهای خودسرانه [90نفر] در زندان [قم] در بازداشت هستند.

آنها حکم داده اندکه 24نفر از این جماعت بهایی, خودسرانه بوده اند و نتیجه گیری کردند آنها در مغایرت با نقض آزادی مذهب بازداشت شده اند.

س – بعد از اینکه روحانی رئیس جمهور شده بهبودی در وضعیت حقوق بشر ایران بوده؟

ج – نه همینطور که گفتم وعده هایی بوده است اما ما در عمل باید ببینیم.

قتل عامهای سال ۶۷

س – حسین ابراهیم از اخباریه عربستان هستم – در مورد قتل عامها در ایران که تعدادش هم زیاد است از جمله قتل عام 1988 که طی آن بیش از 30هزار زندانی سیاسی با فتوای خمینی کشته شدند و یک قتل عام دیگر هم علیه اعراب اهواز بوده و بسیاری دیگر . حالا آیا شما در نظر دارید تحقیقی حول این قتل عامها را شروع کنید و کسانی که این جنایات را مرتکب شده اند را به پای حساب بیاورید؟

ج – اول اینکه اطلاعاتی که من دارم در مورد قتل عام 1988 می باشد و من با خانواده ها ملاقات کرده ام و اگر گزارشم را دیده باشید گفته ام البته من کاری نمی توانم بکنم و تنها می توانم آنچه که بدست می آورم را مطرح کنم و پیشنهاداتم را بدهم.

فکر می کنم بهترین پیشنهاد این است که به خود دولت داده شود تا خودش به پای این مقوله بیاید.

زیرا تصور می کنم این مساله بسیار جدی و برای مردم بسیار دردناک بوده است. این واقعه مدتها قبل اتفاق افتاده و حالا در بالاترین سطح در ایران هم به آن اذعان شده است. بنابراین آنها مسئول خواهند بود و مسئول هم هستند و دولت نهاد اول است که مسئولیت دارد به پای عدالت بیاید.

. . .

س – احساس تان در تهیه این گزارش چیست؟

ج – من در این زمینه دلسرد شده ام. زیرا این خانه(اداره) دیپلوماسی است. زمینه های دیگری هست که سیاست در (سطوح) بالاتری می تواند تاثیر بگذارد اما در زمینه دیپلوماسی فکر می کنم راههایی هست که می توان ارتباطات داشت بدون اینکه صدایی بلند یا مطرح شود.

فرناز فصیحی از وال استریت جورنال . . .

س – می توانید مثالی بزنید که با چه کسانی ملاقات یا تماس داشته اید؟

و در چه سطحی بوده اند وزیرند یا از قضایی هستند.

ج – من در سطح وزیر نتوانسته ام با کسی ملاقات کنم اما با اعضای قضایی ملاقات داشتم با افرادی از دادستانی ملاقات کردم. با کسانی که در سازمانهای حقوق بشر ملی هستند ملاقات کرده ام. از مجریه بسیار اندک بوده است.

– شما اعتراضات اخیر در ایران را دنبال می کنید و گزارشاتی که به خشونت کشیده و اعتراضات مسالمت آمیز با خشونت نیروهای امنیتی رژیم پاسخ داده شده را شنیده اید؟

ج – من اطلاعاتی را دریافت کرده ام که از اتحادیه اصناف و سایر گروهها بوده اما بایستی هنوز آنها راستی آزمایی کنم و به محض انجام اینکار و اینکه بنظر معتبر برسند آنگاه من آنها را در گزارشم منعکس می کنم.

وضعیت افراد دوتابعیتی

س – در گزارش شما به شهروندان و خبرنگاران دو تابعیتی که در خارج کار می کنند اشاره شده است آیا فکر می کنید در این زمینه وضعیت برای خبرنگاران و شهروندان دو تابعیتی بدتر شده و شما چه پاسخی از ایران دریافت کرده اید؟

ج – بگذارید حول خبرنگاران صحبت کنم بقول ما حتی یک مادر نمی تواند فرزندش را خوب غذا بدهد مگر اینکه فرزندش گریه کند.

من تعجب کردم که این خبرنگاران مدتی ساکت بوده اند در حالیکه اموالشان تحت تحریم بوده و حداقل یکسال و نیم تحت اذیت و آزار بوده اند و سکوت اینها عجیب بوده باتوجه به اینکه بی بی سی بعنوان یک نهاد باید جلودار باشد در حفاظت از آزادی بیان. ولی چنین چیزی برای اعضای و کارمندان خود بی بی سی که باید جلودار باشد اتفاق می افتد این باعث می شود رژیم جری تر شود تا مردم را ساکت کند.

سیاست آنها این است که با تعدادی کمی شروع می کنند و اگر دیدند هیچ اعتراضی نیست و هیچ چالشی نیست دست به بازداشت نفرات بیشتر می زنند و این سرکوب عمیقتر می شود.

بنابراین من بگذارید بگویم که کمی دلسرد می شوم که ببینم خود خبرنگاران که قرار است مدافعان آزادی بیان باشند کاری نکنند دیگر چه کسی بکند؟

این همچنین نشان می دهد فضای ترس چقدر حاکم است و این فضای رعب تا چه حد عمیق است.

تاجایی که به شهروندان دوتابعیتی مربوط است شهروندان مختلفی هستند که به ایران تردد دارند و اینطور نیست که هر دوتابعیتی بازداشت شود اما هر شهروندی که نظری مخالف دولت داشته باشد چه بیان شود یا نشود آنوقت دیگر ایمن نیست.

این نتیجه گیری ساده که شهروندان دوتابعیتی جاسوس کشوری هستند که در آن زندگی می کنند فکر کنم این کمی زیاده روانه است و این طبعا می تواند همچنین حقیقت داشته باشد اگر ما احساس کنیم و مردم مانند خودمان که به این موارد نگاه می کنند می بینیم که متهمین پروسدور درست قضاوت را طی نمی کنند. روشی هم که اینکار انجام می شود نه عدالت بلکه انتقامجویی است.

س – گفتید فضای رعب هست. گفتید گفتگویی با برخی مقامات ایران شامل اعضای قضاییه داشته اید؟ آیا شما چنین فضایی را در تعامل که داشتید احساس کردید؟ ایا اعضای قضایی که تماس داشتید حول فقدان استقلال قضایی صحبت کردند؟

ج – برعکس. من هیچ ترسی در آنها ندیدم و فکر می کنم نوعی پذیرش بود در اینکه قضایی, مستقل نیست هیچ پذیرشی در اینکه هیچ پروسدور قضایی وجود ندارد نیست. هیچ پذیرشی در این ادعا که قضاییه نمی توانند مستقل عمل کند وجود ندارد. هیچ پذیرشی در این که هیچ پروسدور قانونی وجود ندارد نیست. هیچ پذیرشی در این نیست که وکلا نمی توانند مستقلانه عمل کنند.

اما وقتی اسناد وقایع داده می شوند, آنوقت این چالش هست که اطلاعات من بطور کامل درست است یا خیر. بنابراین فکر می کنم این تازه یک شروع است. شروع یک دیالوگ است. فکر نمی کنم کسی آنجا باشد و بگوید [در دفتر دائم ژنو ترس هست].

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment