ایران کارگر > اخبار > اخبار اقتصادی > حراج بندر چابهار به هند بعد از توافق ننگین دریای خزر

حراج بندر چابهار به هند بعد از توافق ننگین دریای خزر

بندر چابهار
ایران ـ اقتصادی

حراج بندر چابهار به هند بعد از توافق ننگین دریای خزر

به قلم عبدالستار دوشوکی

خبر کوتاه و غمگینانه بود. “حراج ادامه دارد”. حراجچیان و مزایده‌گران حرفه‌ای با افتخار و سرمستانه خبر حراج موفقیت‌آمیز تنها بندر اقیانوسی ایران را، علی‌رغم سور عزای غم‌افزای مردمانش، جار زدند. بعد از “توافق” دریای خزر و واگذاری سواحل ماهیگیری جنوب کشور به کشتی‌های ترال چینی و خبر اجاره جزیره کیش به چین، اکنون عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی، می‌گوید که ایران در طی یک ماه آینده به موجب یک قرارداد موقت، بندر چابهار را به یک شرکت هندی خواهد سپرد.

وزیر راه و شهرسازی ایران که به هند سفر کرده گفت: «ما آماده‌ایم تا بهره برداری بندر چابهار را در قالب یک موافقتنامه موقت که قبلا با یک بندر هندی برای مدت یک سال و نیم داشته‌ایم، به شرکت هندی واگذار کنیم. آخوندی پس از ملاقات با همتای هندی خود گفت: «ما قبلا یک گام رو به جلو برداشته‌ایم. ما باید یک کانال بانکی برای هند ایجاد کنیم که قبلا این کار را انجام داده‌ایم و خوشبختانه طرف هندی نیز به صورت رسمی این مسئله را پذیرفته است.» این مقام ایرانی اضافه کرد: «تحویل بندر به شرکت هندی در طی یک ماه آینده انجام خواهد گرفت. ما همه کارها را انجام داده‌ایم.»

بر طبق گزارش روز شنبه ۱۷ شهریور ۹۷ خبرگزاری تسنیم، بندر چابهار در شاخص‌های اساسی زندگی هم‌چون دسترسی به شبکه آب، شاخص‌های آموزشی و بهداشتی و درمانی، پایین‌ترین سرانه‌ها را در بین شهرستان‌های محروم‌ترین استان ایران، سیستان و بلوچستان، دارد و همین موجب شده بندر چابهار سال‌ها به‌عنوان محروم‌ترین شهر ایران شناخته شود. این در حالی است که قبل از ایجاد منطقه آزاد چابهار، بیش از ۲۰ سال پیش جهت ورود قاچاق گسترده به کشور تحت عنوان پر طمطراق پروژه‌های صوری و تصنعی توسعه، شاخص‌های زندگی در بندر چابهار در همسنجی با مقیاس امروزی قابل مقایسه نبودند و در حقیقت بسیار بهتر بودند.

اگر معیار سنجش را واگذاری بندر خواهرخوانده چابهار، یعنی بندر گوادر در ایالت بلوچستان پاکستان به چین در نظر بگیریم، باید اذعان داشت که فاجعه‌ای بزرگ در راه است. چین به منظور اجرا و توسعه طرح‌های اقتصادی در بندر گوادر تحت عنوان “کریدور اقتصادی چین پاکستان” آن بندر را به مدت ۴۳ سال به اجاره خود در آورده است. گوادر اکنون تحت مدیریت کامل غیربومی‌ها و چینی‌ها است.

شاخص‌های زندگی در گوادر علیرغم سرمایه گزاری بیش از ۴۶ میلیارد دلاری توسط چین در پروژه “کریدور اقتصادی چین پاکستان” حتی پائین‌تر از بندر چابهار هستند. بر طبق گزارش‌ها مردم گوادر برای خرید آب آشامیدنی مجبورند در ازای هر سه لیتر ۵۰ روپیه پرداخت کنند و بیشتر ساکنان گوادر توانایی خرید آب آشامیدنی را ندارد و مجبورند آب نمک یا آب غیر تصفیه شده بیاشامند. در صورتی که استعمارگران نو‌چینی و پنجابی‌های غیربومی از امکانات وسیع زندگی از جمله آب آشامیدنی که برای مردم بومی بلوچ نایاب است، بهره‌مند هستند. کپی همین معضل دقیقا در چابهار نیز وجود دارد.

چین که در اجرای پروژه‌های خود در ایالت بلوچستان از پشتیبانی ارتش پاکستان برخوردار است از اطلاع رسانی و شفافیت بسیار بالاتری در مقایسه با عملکرد هند در بندر چابهار عمل کرده است. ایران و هند هیچگونه جزئیاتی از قرارداد محرمانه واگذاری بندر چابهار به هند ارائه نداده‌اند. بر طبق تحقیقات مرکز مطالعات بلوچستان در لندن، و بر اساس برخی از گزارش‌های روزنامه‌های هند از جمله “تایمز هند” این نهانکاری سیاسی ـ اقتصادی ابعاد پیچده‌تری دارد. حضور هئیت ایرانی در هند با ریاست عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی ایران زمانی صورت می‌گیرد که وزیر خارجه آمریکا به همراه وزیر دفاع آن کشور همزمان در هند حضور داشتند….

اکنون اینگونه به نظر می رسد که آمریکا در قبال موافقت هند با کاهش نفت ایران و در راستای رقابت با چین و فشار بیشتر به پاکستان، و همچنین ایجاد یک کریدور صرفا ترانزیتی از بندر چابهار به افغانستان موافقت کرده است. بزرگترین برنده این توافق افغانستان است…. کریدور ترانزیتی بندر چابهار به افغانستان مشکل عمده افغانستان و حامیان اصلی آن یعنی آمریکا و هند را حل خواهد کرد. ایران در حالی واگذاری چابهار به هند را در راستای تامین منافع ملی و امنیتی افغانستان اعلام می کند، که افغانستان به تقاضای ایران برای تامین حقابه هامون از رودخانه هیرمند جواب منفی داده است.

این خودخواهی باورنکردنی افغانستان باعث مرگ هامون و نابودی حیات در سیستان شده است. افغانستان با کمک غرب و هند سد های فراوانی در کشور خود ساخته است. آب بسیاری از این سدها به سوی مزارع خشخاش سرازیر می شود که محصول نهایی و مهلک آن به ایران صادر می شود. شوربختانه در عمل ثابت شده است که حیات و هستی مردم در شمال استان یعنی سیستان برای دولتمردان جمهوری اسلامی پشیزی ارزش ندارد.

پنهانکاری و سیاست‌های زار و مطیعانه جمهوری اسلامی، ایران را حتی در مقابل افغانستان زبون و ناچار کرده است. بعد از نابودی شمال استان، اکنون سناریوی نابودی جنوب استان با همکاری بیگانگان آغاز شده است. سناریویی که ملت ایران و بخصوص مردم بومی استان سیستان و بلوچستان در آن هیچگونه نقش و جایگاهی ندارند.

 به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment