ایران کارگر > اخبار > اخبار اقتصادی > اولین دست‌آوردهای دولت روحانی: تعطیلی منابع کار و بیکاری روز افزون

اولین دست‌آوردهای دولت روحانی: تعطیلی منابع کار و بیکاری روز افزون

دستاورد دولت بیکاری و تعطیلی

ایران – اقتصادی

اولین دست‌آوردهای دولت روحانی: تعطیلی منابع کار و  بیکاری روز افزون

اولین نسیمهای دولت روحانی در دور دوم ریاست جمهوریش شروع به وزیدن کرده است. اعدام چند زندانی در اولین روزها، طرح کردن؛ پروژه‌ی استاد و شاگردی و حالا بیکارسازی و اخراج و بیکاری ٣٠٠٠٠ کارگر معدن. این تنها اول راه است. باید منتظر بدتر از اینها هم بود. اما آیا باید منتظر ماند یا می توان کار دیگری انجام داد؟

این کار جاری حاکمیت است که هرگاه منافع دلخواهش تامین نشود، فشار خود را بر اقشار کم درآمد و زحمتکش بویژه بر کارگران بیشتر می کند. دولتمردان  در جمهوری اسلامی اینبار سی هزار کارگر معدن را نشانه گرفته اند و می خواهند به بهانه عدم سود دهی معادن، آنها را بیکار و اخراج کنند. کارگرانی که سالهای متمادی از عمر خویش را در این معادن کار کردند و زندگی، جوانی و نیروی خود را صرف تامین سود فراوان برای مالکین معادن کردند، و حالا باید با جیب های خالی؛‌در پی آینده ای پر ابهام روانه شوند و تنها منبع معیشت خود را از دست بدهند.

دولت روحانی و همه جناحهای حاکم ، سعی می کنند با وعده و وعید مردم را کماکان در انتظار نگه دارند و به اصطلاح برایشان شغل ایجاد کنند .

ایجاد کدام شغل وکدام اشتغال ؟ در طول دو سال گذشته تنها در بخش صنعت و معدن بیش از صد و سی هزار نفر بیکار شده اند. باید از دولت تدبیر و امید و دولت وعده و وعید پرسید این را در کجای وعده هایتان قرار می دهید؟ شما که هیچ گاه قادر به ایجاد نصف این رقم شغل در یکسال نبوده اید، چگونه چنین وعده ای می دهید؟

البته دروغگویی آشکار و ایجاد توهم بخشی از وظایف این حاکمیت است. در دولت و در نظامی که چپاولگران میلیاردی در امنیت کامل قرار دارند و دست بیچارگانی که برای تأمین نان شب خود دست به دزدی زده اند و از قربانیان همین نظام هستند بیرحمانه قطع می شود انتظار چه تحولی را در وضعیت اقتصادی مردم می توان داشت؟  این را در تمام آمار و سخنان مهره های ریز و درشت جمهوری اسلامی می‌توان مشاهده کرد. این یک واقعیت است. واقعیتی تلخ که در خلال آن فقر و سیه روزی اقشار مختلف کم درآمد خود را بارز می‌کند.

از سوی دیگر شعار اقتصاد مقاومتی سران حکومت به چه معنی است ؟ این “مقاومت” یعنی تحمیل گرسنگی، فقر، بیکاری و اخراج هر چه بیشتر به تمام اقشار کم درآمد.
kargaran photo
کولبری، گورخوابی، فروش نوزاد، فروش اعضاء بدن و … همه زائیده سیاست های اقتصادی مرگبار می‌باشد.

در چنین شرایطی آیا می توان امیدی به بهبود شرایط داشت؟ قطعا نه. این را از آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی می‌توان با تلخی مشاهده کرد ، چه در سطح بیان و چه در میدان عمل.

رشد تصاعدی آقازاده های میلیاردر کیش نشین و قشم نشین و . . .  در کنار فقر روزافزون خانواده‌های زحمتکش و رنجدیده که برای تأمین حداقل معاش خود و  خانواده‌هایشان دست به هرکاری می‌زنند.

کولبری، گورخوابی، فروش نوزاد، فروش اعضاء بدن و … همه زائیده سیاست های اقتصادی مرگبار این نظام با تمام جناحهای آن می‌باشد.

این بحران یک بحران صرف اقتصادی نیست. اگر مشکل اقتصاد باشد، کدام کشور مانند ایران ذخایر و نیروی انسانی آماده به کار دارد. این مشکل سیاسی است. مشکل واقعی نظامی است که نه می‌خواهد و نه می‌تواند کاری برای رفاه و آسایش اقشار کم درآمد و بی بضاعت انجام دهد.

برای مشکل سیاسی هم باید راه حل سیاسی داشت. یک شخص باید یا کار و یا بیمه بیکاری داشته باشد. جمهوری اسلامی هر دوی آنها را از کارگران و ارتش بزرگ بیکاران گرفته است. ارتشی که بخش قابل توجهی از آنرا تحصیل کردگان دانشگاهی بدون شغل تشکیل می‌دهند . نه کاری وجود دارد و نه بیمه ای.

ما هم در مقابل این سیاست، باید راه حل سیاسی خود را داشته باشیم.

اگر تاریخأ و حتی بصورت ساده تجربی، در این ۳۸ سال، هیچ نانی به سفره اقشار کم درآمد و بویژه به سفره کارگران زحمتکش اضافه نشده، پس چرا باید کماکان این راه را دوباره آزمایش کنیم؟ چرا ما کارگران که زندگی و جان و مال و کار خود را از دست می دهیم و حتی درصورت داشتن درآمد بخور و نمیر حداقل امنیت شغلی نداریم؟

آیا باید کماکان این وضعیت را بپذیریم؟ مگر ما چیز دیگری برای از دست دادن داریم؟ وقتی که تنها منبع معیشت مان را از ما می گیرند و ما را بدون کار و بیمه بیکاری اخراج می کنند، چرا باید بپذیریم؟ اگر حاکمیت نیروی خود را در این آمار تقلبی ۴٠ میلیونی رای دهندگان می بیند، چرا ما که شمارمان (طبق ادعای خود نظام) چهل و پنج میلیون انسان زیر خط فقر است، نمی توانیم به نیرویمان متکی شویم؟ چرا؟ مگر دیگر چیزی برای از دست دادن داریم؟

باید انتخابمان را انجام دهیم. باید تصمیم بگیریم که کماکان در این وضعیت معیشتی بمانیم و یا انتخاب دیگری بکنیم.

جامعه ای که با ۴۵ میلیون انسان زیر خط فقر نتواند تغییر کند و سیستمی را عوض کند، با ده برابر آن هم نمی تواند. باید به قدرتمان، به عملمان و به آینده ای که می خواهیم بسازیم، امیدوار باشیم. باید از جمهوری اسلامی عبور کرد. از نظام ناکارآمدی که امتحان خود را در همه زمینه ها پس داده است.

باید با ایجاد تشکلهای صنفی کارگری اتحادمان را هر روز بیشتر کنیم و در همه صحنه‌ها حضوری فعال و مؤثر داشته باشیم. باید با هم یکی شویم و در مقابل زورگوییها و دزدی و چپاول به قیمت فقر و ناداری ده‌ها هزار خانواده کم درآمد و محروم بایستیم. باید زنجیرهایمان را یکبار ولی برای همیشه بشکنیم و دنیایی لایق انسان و ارزشهای انسانی بسازیم. دنیایی آزاد و برابر و مرفه که شایسته ملت بزرگ ایران است.

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment