ایران کارگر > اخبار > اخبار اقتصادی > پدیده شوم گورخوابی یا زنده بگور شدن در عین زنده ماندن + عکس

پدیده شوم گورخوابی یا زنده بگور شدن در عین زنده ماندن + عکس

گورخوابی

ایران – فقر

پدیده شوم گورخوابی یا زنده بگور شدن در عین زنده ماندن

گسترش پدیده گورخوابی و عوارض و منشأ آن

آموزش و بهداشت رایگان، دسترسی مردم به حداقل امکان‌های معیشتی، توانایی برای تامین نیازها برای نجات از گرسنگی، برهنگی و بی‌پناهی، و امکان و عدم امکان برای اعتراض به نامطلوب بودن وضعیتِ زیسته‌ی انسان‌ها، از آن دست شاخص‌هایی هستند که بر اساس آن می‌توان تصویری از یک جامعه ارائه داد.

جامعه‌ی ما با پدیده‌ی شومِ «تهیدستی» روبه‌رو است. تهیدستان، «ناشهروند»هایی هستند که همه‌ی ویژگی‌های یک شهروند عادی از آن‌ها سلب شده است. آن‌ها «نان» ندارند. از شدت گرسنگی، روده‌هایشان پیچ خورده و شکم‌هایشان به پشت‌شان چسبیده و استخوان‌های کج و مورب‌شان از زیر پوست، شرمساری تاریخی را فریاد می‌زنند. بخشی از این اجتماعِ محرومان، مجبور به کارتن‌خوابی و گورخوابی‌ هستند.

گورخوابی
تصویری دردناک از گورخواب‌های شهر زابل

تهیدستان از پوشیدن «لباس» مناسب نیز بی‌بهره‌اند. نه مارک می‌شناسند، نه توریسم خرید و مصرف می‌دانند چیست تا برای خرید سوتین و بکینی و پالتوی پوستِ گوزنِ آفریقایی به ترکیه و مالزی و تایلند سفر کنند. بخشی از این گورخوابها از لباس متعارف و یک‌دستِ ارزان‌سراها هم بی‌بهره‌اند. تنها نصیب‌شان لباس‌های دورانداختنیِ مردم است که طی فرایند «زباله‌گردی» از لابه‌لای لاشه و تعفن و بیماری به دست می‌آورند.

تهیدستان «خانه» هم ندارند. همان خانه‌ای که رویایش با چند خط راست و یک مکعب و مثلث با مدادهای کهنه‌ی بندانگشتی لابه‌لای دفترهای نقاشی  دوران کودکی دفن شدند و رویاپردازانش از زورِ فقر و گرسنگی، از پشتِ میزِ کلاسِ درس به سرِ چهارراه‌ها و کنارِ پیاده‌روها و کارگاه‌های سرد و نمناک و نهایتا به گورخوابی پناه برده‌اند .

جغرافیای زیست آن‌ها در حاشیه‌ها معنا دارد؛ حاشیه‌ی شهرها، شهرک‌های خوابگاهی، حلبی‌آبادها و آلونک‌ها. در بهترین حالت ساکنِ مسکن‌های گورخوابیمهری هستند که با ظاهری در قالب معماری مدرن، بَدوی‌ترین شرایط زیسته را داخل مکعب‌های سیمانی برای ساکنانشان به ارمغان آورده است. اجتماعی بی‌روح، ناهمگون، بدقواره، بی‌هیچ ارتباطی از سرِ مهر و بی‌هیچ لبخندی از سرِ شوق. مردمان بی‌لبخندِ ساکنِ مسکن‌های مهر معتقدند آن‌ها به دلیل زشتی و بدقوارگی و نامتجانس بودن با فضای شهری و آدم‌هایش، جارو شده و در آن آشغال‌دانی‌ها ریخته شده‌اند تا ریختِ اجتماعِ دزدانِ پورشه‌سوار را برهم نزنند.

حالا در عبور از بالای شهر به مرکز شهر، از مرکز به حاشیه، از حاشیه به شهرک‌های نامهربانی و خوابگاهی و از آنجا به حلبی‌آبادها برویم؛ چهاردیواری‌های مخروبه و دست‌ساز و شب‌ساز و بدون انشعاب، با نازل‌ترین قیمت. حالا تصور این‌که مردمانی حتی توان محیا کردن شرایط آلونک‌نشینی و زیست حلبی‌آبادی را هم نداشته باشند، غیرقابل‌باور است. این ها از زور بی‌خانمانی و آوارگی و سرما، برای ادامه‌ی «زندگی مرگبار» به گورخوابی پناه می‌برند. گورخواب‌ها قبل از فرا رسیدن مرگ به استقبال مرگ می‌روند. همین گورخوابی ، بهترین شاخص برای شناسایی جامعه است.

این از مشاهدات؛ اما ریشه در کجاست؟

قالیباف کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در اردیبهشت‌ماه۹۶ در جریان جنگ برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری نظام ولایت فقیه به حکومت ۴درصدی اعتراف کرده و گفته بود که ۹۶درصد مردم ایران این حکومت را نمی‌خواهند چرا که تنها ۴درصد در رفاه  هستند و پول دارند، قدرت دارند، رسانه دارند و به‌راحتی می‌توانند هر مانعی را بر سر راه‌شان تخریب کنند، فریب دهند و مرتباً گوی قدرت و ثروت را در میان خود بچرخانند».

رشد و گسترش فقر و پدییده گورخوابی در ایران امروز نه بخاطر یک نارسایی ساده اجتماعی  بلکه عامل همه این محرومیت‌ها نظامی است که بر اساس غارت و چپاول همه ثروت مردم ایران بنا شده است تا با این ثروت بتواند حاکمیت خود و همپیمانان منطقه‌ای خود مثل حسن نصرالله، بشار اسد، حشدالشعبی و نوری مالکی در عراق و حوثی ها در یمن را حفظ کند.  همانطور که قالیباف هم اعتراف کرده است نظام تنها با گسترش جنگ در منطقه با هزینه‌های دهها میلیارد دلاری در سوریه و عراق و یمن و به یغما بردن بخش دیگری از ثروت مردم ایران توسط سپاه می‌تواند به حاکمیت ۴درصدی خود برای چند صباحی ادامه دهد. در این میان سهم مردم ایران رفتن به زیر خط بقا است.

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment