ایران کارگر > اخبار > اخبار اجتماعی > وحشت مدیران نظام از خروش سراسری مردم و اژدهای نابود کننده جمهوری اسلامی

وحشت مدیران نظام از خروش سراسری مردم و اژدهای نابود کننده جمهوری اسلامی

وحشت مدیران نظام از خروش سراسری مردم و اژدهای نابود کننده جمهوری اسلامی
ایران – اجتماعی

وحشت مدیران نظام از خروش سراسری مردم و اژدهای نابود کننده جمهوری اسلامی

سایت موسوم به مشرق نیوز- نزدیک به سپاه!- مقاله ای به قلم یک پاسدار به‌نام مجتبی لشکر بلوکی که حالا بعنوان مشاور وزیر در امور اقتصادی و داریی معرفی شده است منتشر کرده زیر عنوان «ایران در اسارت اژدهای کومودو»!( البته منظورش نظام جمهوری اسلامی در اسارت . . . است ).

نویسنده در این مقاله وضعیت دهشتناک و بدون امید به فردا و آینده تیره و تار نظام جمهوری اسلامی را توصیف میکند و وضعیت نظام را مانند یک کشتی در هم شکسته و یک مرکب به گِل نشسته بیان مینماید. سکّان کشتی مدیریت نظام از دست کاپیتان خارج شده و سرنشینان کشتی چمدان چمدان پول بار میزنند و یواشکی با قایقهای نجات از کشتی در غرقابه افتاده نظام دور میشوند.

به گزارش مشرق، مجتبی لشکربلوکی، مشاور وزیر امور اقتصادی و دارایی در کانال تلگرامی خود نوشت:مجتبی لشکربلوکی، مشاور وزیر امور اقتصادی و دارایی

«نمی دانم اژدهای کومودو را می شناسید یا نه؟ یکی از درنده‌ترین شکارچیان است. در پژوهشی، زیر چنگال‌های یکی از آن‌ها، باقی مانده پوست و استخوان ۱۹ جانور مختلف مشاهده شده بود! تقریبا هیچ کس از او در امان نیست.

اژدهای کومودو جثه چندان بزرگی ندارد. آرواره‌های او از بیش‌تر حیوانات درنده ضعیف‌تر است. دست‌هایش توان نگه‌داشتن حیوانات درشت را ندارند. سرعت بالایی هم ندارد. چون خونسرد است مجبور است زمان زیادی زیر آفتاب باشد و بسیاری از اوقات پنهان شود. اما با این حال شکارچی بسیار خطرناکی است و جانوارنی که در مسیرش قرار می‌گیرند، کم‌تر جان سالمی بدر می‌برند. او موجودات بزرگ تر از خودش را به راحتی شکار می کند. بوفالو که بیش از پنج برابر او قد و وزن دارد را نیز شکار می کند. چگونه؟

 

استراتژی یک گاز کوچولو!

به باور برخی از جانورشناسان، اژدهای کومودو فقط یک یا دو بار طعمه خود را گاز می‌گیرد و سپس او را رها می‌کند. همین! وحشت مدیران نظام از خروش سراسری مردم و اژدهای نابود کننده جمهوری اسلامیطعمه فرار می‌کند و با سرعت از صحنه دور می‌شود. اما رفته رفته بدنش سُست می‌شود. قدم‌هایش سنگین می‌شود، تلخی عجیبی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد، آهسته بر روی زمین می‌نشیند، ساکت، منفعل، بی‌رمق. نگاهش مات و خیره می‌گردد. و سپس شبح اژدهای کومودو را می‌بیند که از دور آهسته آهسته ظاهر می‌شود. با قدم‌های سنگین آرام آرام به سمت او می آید. اما حیوان زخمی هیچ انگیزه‌ای برای مبارزه یا فرار در خود نمی‌بیند. یاس و انفعال و ضعف و تلخی تمام وجودش را گرفته. اژدهای کومودو در همان گاز کوچولو، زهری را در وجود او تزریق کرده که نه تنها مانع بسته شدن زخم‌هایش شده که قوت و انگیزهء مبارزه برای زندگی را نیز از او ربوده است. او تنها خیره به هیولا می‌نگرد و جز تسلیم شدن در برابر شکست و مرگ چاره‌ای ندارد.

امروز جامعه‌ی ما ( نظام ما‌) وضعیت مشابهی با قربانی اژدهای کومودو دارد. بدن مان سست شده. قدم‌های مان سنگین، تلخی عجیبی سراسر وجودمان را فرا گرفته، ساکت، منفعل، بی‌رمق و نگاه مان مات و خیره. چرا؟ یاس و ناامیدی در رگ و پی مان ریخته شده است.

وحشت مدیران نظام از خروش سراسری مردم و اژدهای نابود کننده جمهوری اسلامی

آنقدر جو ناامیدی ( درمیان مقامات نظام) سنگین است که در جمع های مختلف حتی نمی شود از نشانه های قطعی پیشرفت نیز سخن گفت. هر کورسویی از امید در نطفه خفه می شود. جالب تر این جاست اینکه داخلی ها در یک بازی بدون توپ بی نقص با خارجی ها و در هماهنگی کامل با آنان هر گونه پیشرفتی را زیر سوال می برند. هر گونه چشم انداز مثبت که هیچ، هر گونه چشم انداز ثبات نیز در دل های ما می میرد. تحقیر پیشرفت ها، توهین به کسانی که هنوز امیدوارند (تحت عنوان خوش خیال ها)، کم پنداری موفقیت ها و بیش پنداری شکست ها، هر روز، هر روز «استراتژی یک گاز کوچولو» را تکرار می کند. جالب اینجاست که تقریبا همه در این کشور اپوزیسیون هستند. همه منتقدند. همه ناراضی. همه شاکی.

اعتراف می کنم که بسیار نگرانم. تقریبا روزی نیست که به آینده این کشور(نظام) و مردمش(حاکمیت) فکر نکنم. شبی نیست که راحت بخوابم. اگر من بین نگرانی و امید تضادی قائل نیستم. ……..»

وحشت مدیران نظام از خروش سراسری مردم و اژدهای نابود کننده جمهوری اسلامی

این‌ها نگرانی‌ها و ناامیدی‌های یک مشاور وزیر در دولت «تدبیر و امید» است. واضح است بدنبال خروش عمومی ایرانیان در همه شهرها علیه کل نظام، دیگر نه از امید در میان دولتمردان خبری هست و نه تدبیری برای مقابله با خواسته‌های برحق مردم در سر دارند. آنها خود بهتر می‌دانند که عمر حاکمیت جمهوری اسلامی دیری نخواهد پایید. به تعبیر این مقام، تظاهرات و اعتراضات دیگر پایان ندارد و تظاهرات سراسری دیماه حکم همان گاز کوچولوی اژدهای ساختارشکن جمهوری اسلامی را دارد که بزودی تار و پود این نظام فاسد را در می‌نوردد.

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment