ایران کارگر > اخبار > اخبار کارگری > نـوای مصیبت‌بـار بیکاری فراتر از صـدای پـای بهار

نـوای مصیبت‌بـار بیکاری فراتر از صـدای پـای بهار

بیکاری
ایران – کارگری

نوای مصیبت‌بار بیکاری فراتر از صدای پای بهار

ایام عید که نزدیک می‌شود، کارگرانی که قراردادشان تا پایان اسفند ماه است، عزا می‌گیرند. خیلی از این کارگران تکلیف‌شان برای سال جدید مشخص نیست. آنها نمی‌دانند آیا امکان بازگشت به کار در سال جدید هست یا نه، همه چیز تمام شده و باید سال نو را با بیکاری و بی‌پولی و نداری شروع کنند.

کارگر پیمانکاری فضای سبز یکی از مناطق بیست‌گانه شهرداری تهران، به نام محمد که حدود دو سال سابقه همکاری با یک شرکت پیمانکاری فضای سبز دارد. او از تمدید نشدن قراردادش که آخر اسفند تمام می‌شود، نگران است و می‌گوید: به ما گفتند بروید، آن‌طرف سال بیایید تکلیفتان را روشن کنیم. گفتند اگر اوضاع مالی بر همین روال باشد و بی‌پولیِ شرکت ادامه داشته باشد، به این همه کارگر نیاز نداریم. فقط با چند نفر از بین شما قرارداد می‌بندیم. بقیه باید دنبال شرکت جدید باشد. دنبال پیمانکاری که نیاز به نیرو داشته باشد و دستش برای عقد قرارداد بازتر باشد.

این وضعیت و بلاتکلیفی محمد را بیش از هر زمان دیگری نگران کرده ‌است. به قول او این حرف‌ها، شب عید را برای او و خانواده‌ی پنج نفری‌اش زهرمار کرده ‌است. محمد می‌گوید: ببینید ما کارگران پیمانکاری به کجا رسیده‌ایم؛ برای مزد حداقلی یک میلیون تومانی که با تاخیر دو ماهه و سه ماهه می‌پردازند، باید التماس هم بکنیم؛ باید بترسیم و شب خواب نداشته باشیم که نکند همین را هم از ما بگیرند.

او در مورد این که قرار است چه اتفاقی بیفتد، هیچ ایده‌ای ندارد؛ همکارانش در بقیه شرکت‌های پیمانکاری خدماتی و فضای سبز با او در این نگرانی و بلاتکلیفی شریکند و هیچ کدامشان با قطعیت نمی‌دانند چند ماه یا چند روز دیگر می‌توانند صبح‌ها از خانه بیرون بیایند و بروند سر کار و امید داشته باشند که آخر ماه، به قول خودشان یک چندرغاز بخور-نمیر نصیبشان می‌شود.

به این ترتیب امیدی به تغییر اوضاع نیست؛ با این حساب هر سال اسفندماه، خیل عظیم تعدیل‌ها و بیکار شدن‌ها در راه خواهد بود و کارگران هم هیچ چاره و گریزی نخواهند داشت. یک کارگر هرچقدر هم که تخصص داشته باشد، باید در پایان هر ماه، پایان هر فصل یا در انتهای هر سال، در انتظار بیکار شدن اجباری باشد؛ هیچ چاره و گریزی نیست.

روزهای آخر اسفند ماه، برای بی‌شمار کارگرانی مثل محمد، دلهره و اضطراب مجالی برای استقبال از سال نو باقی نمی‌گذارد. بی‌اختیار به یاد این مصراع شعر می‌افتی: «نوبهار است، در آن کوش که خوشدل باشی»؛ اما بعد از چند لحظه با خودت می‌گویی، بیکاری و خوشدلی؛ چطور باهم جمع می‌شوند؟!

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment