ایران کارگر > اخبار > اخبار کارگری > خودكشی يا‌ اقدام به‌خودكشی ۹كارگر اخراجی یا طلبکار از کارفرمایان درنیمه فروردین

خودكشی يا‌ اقدام به‌خودكشی ۹كارگر اخراجی یا طلبکار از کارفرمایان درنیمه فروردین

خودکشی کارگران
ایران – کارگری

خودکشی يا‌ اقدام به‌خودكشی ۹كارگر اخراجی یا طلبکار از کارفرمایان درنیمه فروردین

«زمانیکه با استناد به اخبار و آمارهای رسمی كه نیمی از واقعيت تلخ فرجام اخراج و تعديل و بيكاری اجباری كارگران است، جدولی با روز شمار ابتدای فروردين ۱۳۹۶ تا ۱۵ فروردين ۱۳۹۷ مي‌بنديم كه ستون و رديف‌هايش با خبر خودكشی موفق يا اقدام به خودكشی ۹ كارگر اخراجی يا گرفتار مشكلات معيشتی پر میشود، ترجيح میدهيم ماشين‌ها به آتش كشيده شود و اموال عمومی تخريب شود تا اينكه كارگر اخراجی، تيغ و طناب و بنزين به دست بگيرد و رگ بزند و بالای سر اتوبان‌ها، گردن آويخته، تاب بخورد يا در شعله‌های آتش رقص مرگ كند و ترجيح میدهيم دختر و پسر كارگر اخراجی، موادفروشی كنند و از ديوار مردم بالا بروند تا اينكه پدر، چكش به دست، بر بالين اعضای خانواده بايستد و به قول نجفی توانای حقوقدان، به «راه‌حل ابدی» برای پايان دادن به قصه فقر متوسل شود».

يك كيسه گوجه سبز كنار دست صندوقدار ميوه فروشی است. روی گوجه سبزهایی كه بيشتر شبيه هسته‌های سبز رنگ است تا نوبرانه‌ای لذيذ، كاغذی گذاشته‌اند با اين نوشته «نيم‌كيلو؛ ۶۰ هزار تومن»

میوه فروش، در پاسخ به اعتراض مشتری كه میگويد ميوه فروشی خيابان ديباجی، گوجه سبز را كيلويی ۸۵ هزار تومان میفروشد، جواب میدهد: «تجريش همينو ميده ۲۰۰ هزار تومن.»

يك كيلو گوجه سبز نارس؛ ۲۰۰ هزار تومان؛ معادل يك هفتم دستمزد بيش از ۸۰ درصد كارگران كشور. كارگرانی كه معوقات مزدی ۴ ماهه و ۶ ماهه و ۹ ماهه دارند و فقر مطلق، بسياری شان را به مرز جنون رسانده و خط پايان جنون؟ خودكشی ، ديگركشی، خالی كردن خشم بر سر اموال عمومی، خالی كردن خشم بر جان آنهایی كه مسوول فقر كارگرند…

در هفته پايانی اسفند ماه، كارگر اخراجی شهرداری نودژ (كرمان) يك شيشه ۲ ليتری بنزين به دست گرفت و خود را به ماشين شهردار نودژ رساند و شيشه را روی شهردار و ماشين شهردار خالی كرد. ماشين و شهردار در آتش خشم مردی سوختند كه تنها راه تامين معاش خود و خانواده‌اش را از دست داده بود؛ اين جمله بايد اصلاح شود؛ «تنها راه تامين معاشش را از دستش گرفته بودند.»

در خبر دیگری هفته گذشته، كارگر اخراچی شركت خودروسازی، وارد پاركينگ مجتمع توليدی شد و ماشين‌هاي ۴ مديری كه پای اخراج او امضا گذاشته بودند را به آتش كشيد. ماشين‌های گران قيمت مديران شركت خودروسازی در آتش خشم مردی سوخت كه تنها راه تامين معاش خود و خانواده‌اش را از دست داده بود؛ اين جمله بايد اصلاح شود؛ «تنها راه تامين معاشش را از دستش گرفته بودند.»

امروز اگر، جمعی از جامعه ۱۵ ميليون نفری كارگری كشور، اعتراض كفِ خيابانی را به عنوان راهی برای رساندن صداهای رو به خاموشي از فرط فقر، انتخاب كرده‌اند، چند برابر معادل اين تعداد معترض، ماه‌هاست كه در كنج خانه‌نشينی از صدقه سرِ اخراج و تعديل، انديشه انتقام‌جويی در سر پرورش می‌دهند.

فكر كردن به انتقام گرفتن، چه از خود – به عنوان نمايش اعتراض با بلندترين صدای ممكن – و چه از ديگرانی كه مسبب مشكلات فرد بوده‌اند شايد، محصول يك شب و يك روز و لحظه و آن نيست. آن شتك‌های ريز درهم پيوسته خشم، در يك بازه زمانی نامعلوم به موج قد بلندی تبديل شده كه اگر در همان ابتدا كه حتی غليان فروخفته هم تلقی نمي‌شد، راهكاری عقلانی براي فرو نشاندنش پيدا مي‌كردند، امروز نبايد اقيانوس پيما به اين كارزار می‌فرستادند. كارزاری كه يك سمتش، كارگر است كه تنها سلاحش، زور بازوست و يك طرف، كارفرما كه پول و قدرت دارد و قلمی بی‌ترحم.

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment