ایران کارگر > اخبار > اخبار کارگری > بیژن قلوزی را چه کسی کشت؟ آیا او خودسوزی کرد یا کارفرما او را کشت؟ + کلیپ

بیژن قلوزی را چه کسی کشت؟ آیا او خودسوزی کرد یا کارفرما او را کشت؟ + کلیپ

بیژن قلوزی
ایران ـ کارگری

بیژن قلوزی را چه کسی کشت؟ آیا او خودسوزی کرد یا کارفرما او را کشت؟ + کلیپ

به قلم: محمدرضا سرفراز

بیژن قلوزی کارگر شریفی  است که که مرگ دردناکش باید همه وجدانهای بیدار را تکان داده و جامعه ای را به حرکت در آورد.

بیژن قلوزی ، کارگر شریف و زحمتکش کارخانه آسفالت کامیاران پدر ۵ فرزند بدنبال تهیه جهیزیه برای ازدواج دخترش نیاز به پول داشت. او ۱۱ ماه بود که دستمزدی دریافت نکرده بود. روز ۱۹ بهمن برای مطالبه ۱۱ ماه حقوق به تعویق افتاده‌اش به دفتر کار کارفرما رفت و ساعتی بعد با پیکری با سوختگی ۸۰ درصدی درحالیکه با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌گرد از همانجا راهی بیمارستان شد. بیژن در شب ۲۱ بهمن در بیمارستان جان باخت و روز ۲۲ بهمن در سالروز انقلابی که قرار بود امثال او را از فقر و بدبختی سالیان نجات دهد پیکر بی‌جانش به زادگاهش شهر کامیاران منتقل گردید و روز ۲۳ بهمن به خاک سپرده شد. به اعتقاد من این تمامیت حاکمیت جمهوری اسلامی با همه شعارهای مردم فریبش بود که حالا در سالروز به قدرت رسیدنش به خاک سپرده می‌شد.

راستی بیژن قلوزی را چه کسی کشت؟ آیا او در دفتر کارفرما خود سوزی کرد یا کارفرما او را کشت؟
چه دردناک که قاتل زنده باشد و از دسترنج مقتول کماکان ارتزاق کند و تمامیت حاکمیت و دولت نیز حامی او باشند.
نه بیژن خودسوزی نکرد. این کارفرما  و مدیران کارخانه و تمامیت نظام بودند که جسم و جان او را به آتش کشیدند.
از همان روزی که برای او با داشتن ۵ فرزند، حقوقی ۴ پله زیر خط فقر تعیین کردند و او هر شب شرمنده بر سر سفره خالی چشم در چشم همسر و کودکانش شد و عرق شرم بر پیشانیش نشست، شلعه بر وجود او انداختند.

از همان روزی که همین دستمزد ناچیز را هم به او ندادند و به او تحمیل کردند برای ماهها و ماهها بیگاری را در پی لقمه نانی به جان بخرد آتش به سرتاپای وجود او انداختند. به او گفتند که اگر اعتراض کند برایش پرونده می‌گشایند و با کمک قضائیه که خود فاسدترین ارگان در فاسد ترین نظام است مثل کارگران هفت تپه و مثل کارگران هپکو ابتدا با باتوم و شلاق و ضرب و شتم جواب دادخواهیش را می‌دهند و بعد هم  او را از کار اخراج می‌کنند و بعد دیگر باید مثل خیلی های دیگر در کنار سطلهای زباله شهر بدنبال رزق و روزی خود و خانواده‌اش باشد.
بله خیلی وقت بود که کارفرما و مدیران و مسئولین نظام  بنزین بر بدن نحیف بیژن قلوزی ریخته بودند و فقط مانده بود تا کبریتی روشن کنند و در آستانه ۲۲ بهمن که سالروز سرافکندگی و سرشکستگی و آبروباختگی نظام است وقتی در اتاق کار فرما دید به هیچ ترتیبی قادر نیست حقوق عقب افتاده ماهها را دریافت کند و اسباب و اثاثیه ازدواج دخترش را فراهم سازد فندک بر بدن ملتهب او زده شد.

مرگ بیژن قلوزی مرگ تمامی وعده و وعیدهای حقه بازانی مثل روحانی و امثال او است که تلاش می‌کنند با کلید کذاییشان با مکیدن شیره جان کارگران و زحمتکشان ایران و سرکیسه کردن سپرده گذاران  گرهی از گره‌های نظام باز کنند. مرگ دردناک بیژن قلوزی ، پیش از همه مرگ نظامی است که با شعار دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان عوام فریبی را حرفه خود ساخت و امروز شیره جان و از خون آنها ارتزاق می‌کند.

چه مرگ دردناکی
خانواده ای پنج نفره، مستاجر، دختر دم بخت و ماه ها بیگاری و بعد خود سوزی! بیگاری و برده داری نوین را در همه جای ایران میشود در هر ناحیه ای به وفور دید.
ماه ها معوقات مزدی یعنی ماه ها نان در سفره نداشتن، یعنی ماه ها روان پریشی، یعنی ماهها عرق شرم بر پیشانی در مقابل نگاه‌های معصومانه کودکانی که شب را گرسنه سر بر بالین می نهند. یعنی ماکزیموم پتانسیل اعتراضی در وجود تک تک ما.

هرچند که حتی اگر دستمزدش را هم می‌گرفت با آن دستمزد ناچیز باز هم شاید جز نان چیزی نمی توانست بر سر سفره بگذارد.
خودسوزی وی در دفتر کارفرما، در جایی که پولهای حاصل کارش تل انبار شده  و به حساب صاحب شرکت آسفالت منطقه واریز شده بیش از هر چیزی نمایانگر این است که در نظام جمهوری اسلامی تا چه حد کارگر بی حق و حقوق است و جز خودش و همه کسانی که هم سرنوشت او هستند، پشت و پناهی ندارد.
وضعیت هفت تپه و هپکو و همه کارگاههای تولیدی در سراسر کشور به عیان اثبات کرده است که در نظام جمهوری اسلامی قانون، از بیگاری و شلاق کش کردن کارگران توسط کارفرمایان حمایت می‌کند و کارگران و کولبران و سایر زحمتکشان در این نظام پشت و پناهی ندارند.
اما با خودسوزی بیژن و بیژن ها چیزی عوض نمی شود. خودسوزی اگر در تونس باعث تغییر شد علت این بود که شاید در حاکمیت آنجا اندک شرم و حیایی موجود بود. اما هزاران خودسوزی هم در نظام جمهوری اسلامی هیچ مقامی را دچار شرم و حیا نمی‌کند چون انسانیتی در آنها نیست تا شرم و حیایی یافت شود.

تنها راه اتحاد و اعتراض است. باید پشت به پشت هم داد و به اعتراض برخاست. باید همه همت را بر تغییر این ساختار فاسد گذاشت. باید بجای خود سوزی، با اتحاد و همدلی آتش را بر ریش و ریشه نظام فاسد انداخت همه مردم ایران را از شر این بلای ویرانگر رها ساخت.
باشد تا خود سوزی دردناک بیژن قلوزی آخرین آن باشد و بعد از این دست در دست هم آتش را به جان کارفرمایان و مدیران دزد و چپاولگر و حاکمیت مدافع آنها بیندازیم.

به کانال تلگرام ایران کارگر بپیوندید    https://t.me/IranKargar96

مطالب مرتبط

كامنت گذارى

Comment